سهشنبه، ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
انتخاب پمپ آب مناسب ساختمان چندواحدی فقط به تعداد طبقات یا توان موتور پمپ، مثلاً ۲ یا ۳ اسب، محدود نمیشود. پمپ باید بتواند در زمان مصرف، دبی موردنیاز ساختمان را با هد کافی تأمین کند؛ در
ساختار نسبتاً ساده
مناسب برای کاربردهای متداول آبرسانی
تنوع مدل و توان
تعمیر و سرویس نسبتاً ساده
محدودیتها:
در صورت انتخاب نامناسب، در دبیهای بالا پاسخگوی ساختمان نیست.
توان موتور به تنهایی معیار انتخاب نیست.
در برخی پروژههای مرتفع یا با مصرف متغیر، ممکن است بوستر یا پمپ چندمرحلهای گزینه مناسبتری باشد.
چه زمانی مناسب است؟
وقتی نقطه کاری ساختمان با منحنی یک پمپ تکی همخوانی داشته باشد و نیاز به کنترل بسیار دقیق فشار در دامنه وسیعی از مصرف وجود نداشته باشد.
چه زمانی نباید انتخاب شود؟
وقتی هد و دبی موردنیاز از محدوده عملکرد مناسب پمپ فراتر باشد یا مصرف ساختمان به گونهای باشد که یک پمپ تکی دائماً بین شرایط مختلف کاری نوسان کند.
پمپ جتی در کاربردهایی که مکش از منبع و شرایط خاص مکش مطرح است میتواند کاربرد داشته باشد.
مزایا:
قابلیت استفاده در برخی سیستمهای مکش
امکان کار در کاربردهایی که شرایط خودمکش یا مکش اهمیت دارد
مناسب برای برخی پروژههای کوچک
محدودیتها:
معمولاً صدای بیشتری نسبت به برخی گزینههای سانتریفیوژ دارد.
در ساختمان مسکونی بزرگ، انتخاب پیشفرض مناسبی محسوب نمیشود.
بازده و شرایط کاری آن باید با گزینههای دیگر مقایسه شود.
برای یک ساختمان آپارتمانی چندواحدی، صرفاً به دلیل وجود مشکل مکش نباید بدون بررسی سایر گزینهها سراغ پمپ جتی رفت.
پمپ محیطی میتواند هد نسبتاً مناسبی در دبیهای پایین ایجاد کند و برای برخی کاربردهای کوچک مفید است.
اما برای سیستم آبرسانی یک ساختمان چندواحدی که چند مصرفکننده میتوانند همزمان فعال باشند، معمولاً ظرفیت دبی اهمیت زیادی دارد.
بنابراین پمپ محیطی را نباید صرفاً به دلیل توان یا فشار اسمی بالا برای یک ساختمان چندطبقه انتخاب کرد.
پمپ سانتریفیوژ یکی از پایههای اصلی سیستمهای آبرسانی است.
در ساختمانهای چندواحدی، بسته به هد و دبی موردنیاز، مدلهای مختلف سانتریفیوژ میتوانند مورد استفاده قرار گیرند.
مزایا:
مناسب برای دبیهای مختلف
ساختار متداول
گزینههای متعدد از نظر توان و ظرفیت
قابلیت استفاده در سیستمهای بوستر
محدودیت:
اگر هد موردنیاز بالا باشد، یک پمپ سانتریفیوژ تکمرحلهای الزاماً بهترین گزینه نیست و باید مدل چندمرحلهای نیز بررسی شود.
پمپهای دو پروانه برای کاربردهایی طراحی میشوند که نسبت به برخی پمپهای تکپروانه، نیاز به هد یا ظرفیت بیشتری وجود دارد.
برای ساختمانهای کوچک تا متوسط، در صورت تطابق منحنی عملکرد با نقطه کاری، میتواند گزینه مناسبی باشد.
اما عبارت «دو پروانه» به تنهایی مشخص نمیکند که پمپ برای یک ساختمان مشخص مناسب است؛ همچنان باید منحنی H-Q بررسی شود.
پمپهای طبقاتی از چند مرحله هیدرولیکی تشکیل شدهاند و برای دستیابی به هد بالاتر در بسیاری از کاربردهای آبرسانی استفاده میشوند.
در ساختمانهای مرتفع، سیستمهای بوستر و پروژههایی که فشار بالاتری در نقطه مصرف نیاز دارند، پمپهای چندمرحلهای میتوانند گزینه مهمی باشند.
در محصولات بوستر مدرن نیز استفاده از پمپهای عمودی چندمرحلهای برای آبرسانی و تقویت فشار ساختمان متداول است.
بوستر پمپ در واقع یک سیستم تقویت فشار است که میتواند از یک یا چند پمپ، کلکتورها، شیرآلات، تجهیزات کنترل، سنسور فشار، تابلو و تجهیزات جانبی تشکیل شود.
مزیت اصلی بوستر، امکان تطبیق بهتر ظرفیت سیستم با الگوی مصرف است.
در یک ساختمان بزرگ ممکن است مصرف در یک لحظه بسیار کم و چند دقیقه بعد زیاد باشد. سیستم چندپمپه میتواند بسته به طراحی، تعداد پمپهای فعال و سرعت آنها را متناسب با تقاضا کنترل کند.
در سیستم دور ثابت، موتور پمپ با سرعت نامی خود کار میکند و کنترل فشار با روشهایی مانند پرشرسوئیچ، مخزن تحت فشار و ترتیب روشن و خاموش شدن پمپها انجام میشود.
مزایا:
هزینه اولیه معمولاً کمتر از سیستم دور متغیر
ساختار کنترل سادهتر
تعمیر و عیبیابی نسبتاً آشنا برای بسیاری از تکنسینها
محدودیت:
نوسان فشار میتواند بیشتر باشد.
روشن و خاموش شدن مکرر ممکن است در شرایط نامناسب رخ دهد.
در مصرفهای متغیر، تطبیق لحظهای خروجی با تقاضا محدودتر است.
در بوستر دور متغیر، سرعت موتور با استفاده از درایو فرکانس متغیر یا اینورتر تنظیم میشود تا خروجی سیستم با نیاز واقعی نزدیکتر شود.
در سیستمهای کنترل فشار ثابت، سنسور فشار اطلاعات فشار سیستم را به کنترلر منتقل میکند و سرعت پمپ برای حفظ نقطه تنظیم تغییر میکند.
مزایا:
کنترل بهتر فشار
عملکرد نرمتر
کاهش روشن و خاموش شدنهای غیرضروری
مناسب برای مصرف متغیر
امکان کاهش مصرف انرژی در شرایط کممصرف
محدودیتها:
هزینه اولیه بالاتر
نیاز به تجهیزات کنترلی و تنظیم صحیح
حساسیت بیشتر طراحی و تعمیرات نسبت به سیستم ساده دور ثابت
تعداد واحدها تنها یکی از پارامترهای انتخاب است.
برای انتخاب صحیح باید حداقل موارد زیر بررسی شوند:
هرچه تعداد واحد بیشتر باشد، تعداد مصرفکنندهها و احتمال مصرف همزمان افزایش پیدا میکند.
اما نباید مصرف همه شیرها را به صورت ساده با هم جمع کرد؛ در طراحی آبرسانی، همزمانی مصرف اهمیت دارد.
ارتفاع عمودی بین محل پمپ و بالاترین مصرفکننده مستقیماً بر هد موردنیاز اثر دارد.
هد استاتیک همان اختلاف ارتفاعی است که آب باید برای رسیدن به نقطه مصرف طی کند.
دو ساختمان با تعداد واحد برابر میتوانند مصرف متفاوتی داشته باشند؛ مثلاً یک ساختمان چهارواحدی با ۱۲ نفر ساکن با ساختمان چهارواحدی با ۲۵ نفر ساکن الزاماً نقطه مصرف یکسانی ندارد.
حمام، توالت، سینک، لباسشویی، ظرفشویی، شیر حیاط و سایر مصرفکنندهها باید در برآورد بار مصرف در نظر گرفته شوند.
صرفاً رساندن آب به طبقه آخر کافی نیست. آب باید در نقطه مصرف نیز فشار مناسب داشته باشد.
هرچه مسیر طولانیتر باشد، افت فشار اصطکاکی بیشتر میشود.
لوله کوچکتر در یک دبی مشخص میتواند افت فشار بیشتری ایجاد کند. بنابراین بزرگ انتخاب کردن پمپ برای جبران لولهکشی نامناسب راهکار اصولی نیست.
افت فشار فقط مربوط به طول مستقیم لوله نیست. اتصالات نیز افت موضعی ایجاد میکنند.
اگر پمپ از مخزن مکش کند، شرایط مکش، ارتفاع مخزن، حجم ذخیره و نحوه کنترل سطح آب باید بررسی شود.
فاصله پمپ تا مخزن، طول خط مکش، اختلاف ارتفاع و شرایط ورود آب بر انتخاب و نصب تأثیر دارند.
اگر فشار ورودی قابل اتکا باشد، مقدار هد موردنیاز پمپ میتواند با حالتی که پمپ از یک مخزن بدون فشار مکش میکند متفاوت باشد.
فشار ورودی یکی از پارامترهای محاسبه فشار تقویتی موردنیاز است.
ساختمان اداری، ساختمان مسکونی، مجتمع پرجمعیت و ساختمانی که سیستم آبیاری دارد، الگوی مصرف یکسانی ندارند.
دبی، حجم آبی است که پمپ در واحد زمان جابهجا میکند.
واحدهای رایج عبارتاند از:
هد استاتیک همان اختلاف ارتفاعی است که آب باید برای رسیدن به نقطه مصرف طی کند.
لیتر بر ثانیه: L/s
لیتر بر دقیقه: L/min
مترمکعب بر ساعت: m³/h
برای تبدیل:
۱ L/s = ۳٫۶ m³/h
دبی موردنیاز ساختمان را نباید صرفاً با ضرب تعداد واحدها در یک عدد ثابت به دست آورد. ابتدا باید مصرفکنندهها و احتمال همزمانی استفاده از آنها بررسی شود.
در پروژههای مهندسی، روشهای محاسبه میتوانند بر مبنای وسایل بهداشتی، واحدهای مصرف، پروفایل مصرف یا روشهای طراحی مربوط به استاندارد و آییننامه پروژه باشند.
برای درک مفهوم میتوان از رابطه تقریبی زیر استفاده کرد:
Q طراحی ≈ مجموع مصرفهای محتمل × ضریب همزمانی
که در آن:
Q طراحی = دبی موردنیاز طراحی
مصرفهای محتمل = مجموع دبی مصرفکنندههای درگیر
ضریب همزمانی = ضریبی برای در نظر گرفتن این واقعیت که معمولاً همه مصرفکنندهها همزمان با حداکثر ظرفیت باز نیستند.
مقدار ضریب همزمانی ثابت و عمومی برای تمام ساختمانها وجود ندارد و باید با روش طراحی پروژه تعیین شود.
فرض کنید ساختمان چهار واحدی، چهار طبقه، دارای تعداد معمولی حمام و سرویس باشد.
برای پیشسایزینگ صرفاً آموزشی ممکن است نقطه کاری در محدودهای مانند:
Q ≈ ۲ تا ۳ m³/h
بررسی شود.
این عدد نسخه خرید نیست. اگر ساختمان مصرفکنندههای بیشتری داشته باشد، تعداد ساکنان بالا باشد، سیستم آبیاری داشته باشد یا فشار موردنیاز متفاوت باشد، مقدار طراحی تغییر میکند.
در یک ساختمان ششواحدی، بسته به ارتفاع و الگوی مصرف، ممکن است برای بررسی اولیه محدودهای مانند:
Q ≈ ۳ تا ۵ m³/h
مطرح شود.
اما مقدار نهایی باید از محاسبات واقعی پروژه به دست آید.
برای ساختمان هشتواحدی ممکن است نقطه کاری اولیه در محدودهای مانند:
Q ≈ ۴ تا ۶ m³/h
بررسی شود.
اگر ساختمان دارای مصرف همزمان بالا باشد، ممکن است دبی طراحی بیشتر شود.
برای یک ساختمان دهواحدی نیز میتوان در مرحله پیشبررسی، بسته به مشخصات پروژه، محدودهای مانند:
Q ≈ ۵ تا ۸ m³/h
را بررسی کرد.
تأکید میشود این اعداد نمونه تقریبی برای توضیح روش انتخاب هستند، نه جدول قطعی ظرفیت پمپ.
هد نشاندهنده انرژیای است که پمپ به سیال منتقل میکند و معمولاً با متر ستون آب بیان میشود.
اشتباه رایج این است که گفته شود:
ساختمان ۶ طبقه است، پس پمپ باید مثلاً ۶۰ متر هد داشته باشد.
این روش صحیح نیست.
ارتفاع ساختمان فقط یکی از اجزای هد موردنیاز است.
هد استاتیک تقریباً به اختلاف ارتفاع بین خروجی پمپ و بالاترین نقطه مصرف مربوط است.
آب هنگام عبور از لولهها به دلیل اصطکاک انرژی از دست میدهد.
زانو، شیر، سهراهی، فیلتر و سایر تجهیزات نیز افت ایجاد میکنند.
در بالاترین شیر یا دوش، تنها رسیدن آب کافی نیست؛ باید فشار باقیمانده موردنیاز نیز وجود داشته باشد.
اگر پمپ از شبکه شهری یا یک سیستم تحت فشار آب دریافت کند، فشار ورودی بخشی از محاسبه است.
به طور ساده، برای سیستم تقویت فشار میتوان رابطه زیر را در نظر گرفت:
H موردنیاز ≈ H استاتیک + H افت مسیر + H فشار موردنیاز مصرفکننده − H فشار ورودی
در حالتی که آب از یک مخزن باز و بدون فشار وارد پمپ شود، معمولاً فشار ورودی مؤثر در این رابطه بسیار کمتر از یک شبکه تحت فشار خواهد بود.
منابع فنی گراندفوس نیز محاسبه فشار خروجی موردنیاز را بر مبنای فشار حداقل نقطه مصرف، افت فشار و ارتفاع هندسی توضیح میدهند.
ساختمان: ۶ طبقه
تعداد واحد: ۱۲
محل پمپ: موتورخانه در پایین ساختمان
ارتفاع تا بالاترین شیر: ۱۸ متر
فشار موردنیاز در بالاترین نقطه: معادل ۲۰ متر ستون آب
افت لوله و اتصالات در دبی طراحی: ۸ متر
حاشیه اطمینان منطقی: ۳ متر
منبع آب: مخزن ذخیره
دبی طراحی نمونه: ۷٫۲ m³/h
داریم:
هد استاتیک = ۱۸ متر
هد موردنیاز در مصرفکننده = ۲۰ متر
افت مسیر = ۸ متر
حاشیه اطمینان = ۳ متر
بنابراین:
H ≈ ۱۸ + ۲۰ + ۸ + ۳ = ۴۹ متر
در نتیجه برای این مثال، نقطه کاری اولیه تقریباً:
Q = ۷٫۲ m³/h
و
H = ۴۹ m
خواهد بود.
در عمل ممکن است مهندس طراح پس از بررسی دقیقتر به نقطه کاری متفاوتی برسد.
چون توان موتور به تنهایی نقطه کاری را مشخص نمیکند.
ممکن است دو پمپ ۳ اسب، منحنیهای عملکرد کاملاً متفاوتی داشته باشند. یکی ممکن است در هد ۵۰ متر فقط ۴ m³/h بدهد و دیگری در همین هد دبی بیشتری تأمین کند.
بنابراین باید روی منحنی پمپ، نقطه:
Q = ۷٫۲ m³/h
و
H = ۴۹ m
بررسی شود.
رابطه کلی توان هیدرولیکی:
P = ρ × g × Q × H / η
است.
که در آن:
P = توان موردنیاز
ρ = چگالی آب
g = شتاب گرانش
Q = دبی بر حسب m³/s
H = هد بر حسب متر
η = بازده کلی
برای مثال، اگر Q برابر ۷٫۲ m³/h، هد حدود ۵۰ متر و بازده فرضی ۶۰ درصد باشد، توان محاسباتی به حدود ۱٫۶ کیلووات میرسد.
این عدد با توان اسمی موتور یکی نیست